خرید بک لینک
سال۵۵/۵۶خورشیدی بود که در روبروی ما همسایه ای بود که می خواست منزل خود را کلا خراب کند و از بنا جدید بسازد .پدر و مادر این خونه شغلشون بافتن قالی بود. و دارای ۵دخترویک پسر بودندوکوچه که خیلی باریک بودکه لودر و تراکتور داخل کوچه نمی توانست بیاید و باید این خانه را با کلنگ خراب می کردند چندتا کارگر اومدند با کلنگ باهم این خونه را خراب کنند و پس از مدتی که با کلنگ خراب کردند یک کوزه ی قدیمی پیدا شد حالا سکه چقدر داخل آن بود نمی دونم.در ان سال می گفتند فلانی گنج پیدا کرده و همه ی شهر متوجه شدند.بالاخره در این موارد شهرداری و دولت سهمی در این گنج می بردند و چقدر از این گنج را به این بنده خدا دادند تا توانست خانه ی خود را بسازد.و زندگی آن ها بعداز آن خیلی معمولی و ساده بود .من فکر می کنم از این گنج خیلی کم بهشون رسید و بقیه را دولت توقیف کرد زندگی آنها هیچ فرقی نکرد.

برچسب: نویسنده: آرمان جعفری تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 13:01

صفحه بندی