خرید بک لینک
وقتی رمضان بود وما در بالای پشت بام می خوابیدیم.قبل از خواب وقتی به طرف پله های پشت بام می خواستیم حرکت کنیم وسایلی که برای سحری بر می داشتیم، و به تعداد افراد وسایل را همراه خود به پشت بام می بردیم.وسایلی مانند سماور زغالی یا نفتی ،استکان های کوچک و نعلبکی به تعداد،قند و چای ،نان و پنیر و هندوانه به بالای پشت بام می بردیم تا سحر می توانستیم استفاده کنیم

پشت بام ماچهار طرفش بدون حصار بود و یکطرفه آن به کوچه می خورد وپشت بام ما به پشت بام همسایه ها راه داشت

یکی از داداشم خیلی بدخواب بود و در خواب بعضی اوقات راه می رفت.از این نظر یک پارچه یا یک طناب به پایش بسته و یک سر آن را به پای اون یکی داداشم می بستیم تا هر موقع بلند شود و راه برود داداشم متوجه شده و از افتادن او جلوگیری کند.

تابستان های رمضان با پشت بام خیلی صفا داشت

برچسب: نویسنده: آرمان جعفری تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 13:01

صفحه بندی