۱۰سال داشتم صبح جمعه که می شد بعداز اینکه سحری می خوردیم ودر مسجد نماز را می خواندیم .خانم ها جمع می شدند حرکت می کردیم وپیاده به زیارت امامزادگان می رفتیم .هر زیارت یک ربع بیشتر وقت نمی گذاشتیم و به زیارت بعدی حرکت می کردیم تا ۵عدد امامزادگان را زیارت می کردیم و هوا که روشن می شد به طرف خانه بر می گشتیم
خوش به حال اون سال ها که اینقدر با صفا و همه با هم بودیم
برچسب:
نویسنده: آرمان جعفری
تاريخ: شنبه
20 خرداد
1396 ساعت: 19:37